پرچم ایران لوگو

چرا باید برای «جوانی ایران» نگران باشیم؟

✍️
مدیر محتوا 1 30 اردیبهشت 1405
⏱️ 1 دقیقه مطالعه 👁️ 4 بازدید کد: 1678
📁 دسته‌بندی:
گفت‌وگو با علی‌اکبر روحی گل‌خطمی و ‏بازخوانی کارنامه آستان قدس رضوی در مهندسی فرهنگی، حمایت از خانواده و صیانت از نسل، زیر سایه خورشید هشتم(ع)

‏آمارها بی‌رحم‌تر از آن هستند که بتوان نادیده‌شان گرفت؛ نمودارهای جمعیتی کشورمان این روزها حال خوشی ندارند و زمزمه‌های پیری ایران دیگر نه یک هشدار دور از دسترس، که واقعیتی است که پشت در خانه‌های ما رسیده است.

در هیاهوی این نگرانی ملی، اما یک پناهگاه معنوی قد علم کرده است؛ آستان قدس رضوی با تکیه بر کرامت امام هشتم(ع)، نه با شعارهای دستوری، بلکه با مهندسی فرهنگی و دست‌گیری از خانواده‌ها، به میدان آمده تا امید را به خانه‌های ایرانی بازگرداند.
یادداشت حاضر با محوریت جوانی جمعیت به زبان علی‌اکبر روحی گل‌خطمی، دبیر کارگروه جوانی جمعیت بنیاد کرامت رضوی و نویسنده کتاب «مهندسی فرهنگی، راه‌گشای بحران جمعیت ایران» می باشد:

‏ ‏فرزندآوری؛ از هزینه تا معنای زندگی

استاد روحی گل‌خطمی با نقد نگاه صرفاً معیشتی به بحران جمعیت، بر ضرورت بازنگری در محاسبات ذهنی خانواده‌ها تأکید کرده و می‌گوید: همان‌طور که در کتاب «مهندسی فرهنگی، راه‌گشای بحران جمعیتی ایران» اشاره کرده‌ام، نکته محوری این است که رفتار جمعیتی، بیش از آنکه تابع دخل‌ و خرج باشد، تابع ادراک ذهنی خانواده از فرزند، آینده و کیفیت زندگی است.
وی با کالبدشکافی تضادهای آماری میان دهک‌های ثروتمند و کم‌برخوردار، ریشه اصلی ماجرا را در سبک زندگی جُسته و یادآور می‌شود: شواهد آماری نشان می‌دهد در برخی استان‌ها و دهک‌های برخوردار، با وجود سطح رفاه بالاتر، نرخ باروری پایین‌تر است و در مقابل، در بعضی مناطق کم‌برخوردار، تمایل به فرزندآوری بیشتر مشاهده می‌شود.

این تناقض نشان می‌دهد مسئله فرزندآوری، صرفاً اقتصادی یا وابسته به توان مالی نیست. وقتی خانواده فرزند را هزینه بداند یا او را مانع پیشرفت خود تلقی کند، شما حتی با ارائه انواع مشوق‌های اقتصادی هم نمی‌توانید تصمیم او را به‌صورت جدی تغییر دهید. اما اگر همین خانواده، فرزند را معنا، سرمایه انسانی یا امتداد حیات اجتماعی خود بداند،با وجود امکانات محدودتر نیز به فرزندآوری تن می‌دهد. در این مسئله، همان‌گونه که در فرمایشات رهبر شهیدمان در حوزه جمعیت نیز با آن مواجه هستیم، نظام باورها، محاسبات ذهنی و سبک زندگی است که وضعیت جامعه را در حوزه جمعیت رقم می‌زند. به بیان دیگر، رفع گره ذهنی مردم و نخبگان در مسئله فرزندآوری، مهم‌ترین موضوع است. با این حال، متأسفانه در سطح جامعه، این مسئله عمدتاً به‌عنوان یک مسئله صرفاً اقتصادی مطرح می‌شود؛ در حالی که اقتصاد تنها یکی از متغیرهای این موضوع است، نه همه آن. البته مشوق‌های اقتصادی لازم‌اند، اما شرط کافی نیستند و بدون اصلاح ذهنیت فرهنگی، باور و گره ذهنی، این مشوق‌ها یا اثر کوتاه‌مدت دارند یا صرفاً تصمیم‌ها را به تعویق می‌اندازند. پس رویکرد مهندسی فرهنگی دقیقاً ناظر به همین لایه‌ عمیق تصمیم‌سازی خانواده‌هاست.

‏نهضت ۱۰هزار نفری برای جوانی ایران

دبیر کارگروه جوانی جمعیت بنیاد کرامت رضوی با تأکید بر اینکه تغییرات پایدار اجتماعی نه از مسیر تبلیغ، بلکه از معبر اعتماد می‌گذرد، درباره نقش حیاتی واسطه‌های نخبگانی در شبکه بنیاد کرامت رضوی بیان می‌کند: گروه‌های مرجع، گروه‌های واسطه بین مردم هستند که مردم به آن‌ها اعتماد دارند. این خود از یک منطق اجتماعی برمی‌آید؛ یعنی تغییرات پایدار اجتماعی از مسیر اعتماد منتقل می‌شود، نه از مسیر تبلیغ مستقیم. خانواده‌ها در مسیر موضوع حساسی مثل فرزندآوری، کمتر تحت تأثیر پیام‌های عمومی قرار می‌گیرند و بیشتر به حرف کسانی گوش می‌دهند که برایشان مرجع تجربه، تخصص یا دیانت‌اند. کسانی که در این میان ما به آن‌ها می‌گوییم خط مقدم؛ مانند همکاران حوزه بهداشت، مبلغان، اساتید، معلمان و مشاوران که واسطه هستند. مدل اقناع‌سازی که ما برای این بزرگواران در نظر گرفتیم، مبتنی بر سه محور بوده است: نخست، بازسازی ذهنی خود گروه مرجع؛ یعنی این بزرگواران باید خودشان به فهمی عمیق و درونی از مسئله برسند. دوم، گفت‌وگوی مسئله‌محور به‌جای شعار؛ یعنی به ترس‌ها، شبهات و تجربه‌های واقعی خانواده‌ها پاسخ دهند، نه اینکه صرفاً توصیه‌های کلی ارائه کنند. سوم، اقناع تدریجی و رابطه‌محور؛ یعنی نه فشار، نه دستور، بلکه همراهی فکری در طول زمان.

‏‏شبکه‌سازی رضوی؛ از حرم مطهر تا عمق محلات

این فعال حوزه جمعیت با تبیین نقش کانون‌های اثرگذار در شبکه بنیاد کرامت، بر هویت‌بخشی به واسطه‌های مردمی تأکید کرده و می‌افزاید: هویت دادن به گروه‌های واسطه یا همان گروه‌های مرجع، به این دلیل است که هر فرد اثرگذار، خود به یک کانون تکثیر تبدیل می‌شود. در سطح آستان قدس رضوی، نزدیک به ۱۰هزار نفر را آموزش دادیم؛ حدود ۴هزار نفر از شبکه هم‌ورزان و مراقبان سلامت سطح استان، هزار نفر از شبکه افرادی که به‌صورت خودجوش در حوزه سلامت با دانشگاه فعالیت می‌کردند، همچنین مشاوران، مشاوران آموزش و پرورش، فعالان فرهنگی مساجد، مدیران کانون‌های فرهنگی هنری مساجد و نیز اساتید و معلمان حرم مطهر. این‌ها گروه‌های زیادی بودند که ما در این شبکه آموزش دادیم.
روحی گل‌خطمی در تحلیل آماری وضعیت فعلی و تبیین پدیده «ترمز ذهنی» در کاهش موالید، خاطرنشان می‌کند: کاهش شیب افت موالید در کشور، از حدود ۱۷۰هزار به زیر ۸۰هزار نوزاد، از نظر تحلیلی نشانه‌ای مهم محسوب می‌شود. این عدد شاید به معنای حل کامل مسئله جمعیت نباشد، اما نشان‌دهنده شکسته شدن روند شتابان نزولی است؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند، ما را در مدت زمان کوتاهی وارد فاز بحرانی غیرقابل بازگشت خواهد کرد. لذا این تغییر را باید «ترمز ذهنی» بنامیم، نه صرفاً یک نوسان آماری. تجربه جهانی و پژوهش‌های مختلف نیز در مسائل جمعیتی این مسئله را نشان می‌دهد که ابتدا نگرش‌ها تغییر می‌کنند، بعد رفتارها و سپس آمارها به‌تدریج تثبیت می‌شوند. آنچه امروز دیده می‌شود، نشانه‌های اولیه تغییر در لایه نگرشی بخشی از جامعه است. اگر این روند رها شود، موقتی خواهد بود. پایداری آن به تداوم همین فعالیت‌های تبیینی، فرهنگی و آگاه‌سازی بستگی دارد. ثبات سیاست‌ها همزمان نیازمند حمایت‌های اقتصادی است که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت دیده شده و باید برای اجرای صحیح آن تمرکز بیشتری گذاشت. به هر حال، این عدد یک علامت هشدار معکوس است؛ یعنی وقتی می‌خواهیم مسئله به‌طور کامل قفل نشود، می‌توانیم ظرفیت بازگشت داشته باشیم؛ دست‌کم به نرخ جانشینی، یعنی ۲.۵، یا همان یک‌میلیون و ۵۰۰ هزار موالیدی که در ۱۰ سال گذشته داشتیم.

‏‏فرصت دوباره برای زندگی؛ از «ناجیان» تا حمایت‌های رضوی

دبیر کارگروه جوانی جمعیت بنیاد کرامت رضوی در تبیین دستاوردهای حوزه مقابله با سقط جنین و نقش حمایتی آستان قدس در لحظات بحرانی تصمیم‌گیری خانواده‌ها، تأکید می‌کند: کارگروه جمعیت، یکی از موارد مهمی که احصا کرده، مسئله سقط عمدی جنین یا قتل جنین است. کاهش آمار سقط، از حدود ۵۰۰ تا ۳۳۰ هزار -که پژوهش چند سال گذشته است- اکنون به زیر ۳۰۰هزار رسیده است. تمرکز بر چند محور بوده است: نخست، پیشگیری ذهنی و فرهنگی؛ یعنی اصلاح نگاه به جنین به انسان در حال رشد، نه به‌عنوان یک مسئله پزشکی. دوم، مداخله به‌موقع و حضور مشاوران در لحظه‌های بحرانی؛ مانند تربیت ۳هزار «ناجی انصراف از سقط جنین» که به این مجموعه‌های مردمی کمک می‌کنند. سوم، حمایت اجتماعی و روانی از مادر که بسیار اهمیت دارد. بسیاری از سقط‌ها نه به‌خاطر فقر مطلق، بلکه از ترس، تنهایی و فشار روانی ناشی می‌شود. چهارم، هم‌افزایی با شبکه بهداشت و درمان که بسیار مهم است. اینکه آنان همراهی کرده و بتوانند نمونه‌ها را معرفی کنند در آگاه‌سازی گروه مردمی و معرفی آن به گروه‌های واسطه‌ای که نجات فرزند از سقط را انجام می‌دهند، بسیار مهم است. نگاه ما در حوزه مقابله با سقط این است که طبق فرمایش رهبر شهید، احکام شرعی ساده موضوع سقط بیان شود. علاوه بر این، در بزنگاه‌هایی که نیاز به حمایت باشد، ما در مواردی که زوجین در دوران عقد بودند، سعی کردیم جهیزیه و کمک‌های مردمی آستان را تهیه و تقدیمشان کنیم. ما می‌گوییم اگر یک فرد از سقط نجات پیدا کند، انگار یک نسل را نجات داده‌ایم.

‏خط مقدم اقناع؛ شبکه نخبگانی در خدمت خانواده

روحی گل‌خطمی در تشریح مأموریت‌های سه‌گانه این شبکه ۴هزار نفری و نقش «مداخله‌گر» آن‌ها در لحظات حساس تصمیم‌گیری، می‌گوید: این گروه ۴هزار نفری شامل هم‌ورزان، مراقبان سلامت، مبلغان، معلمان، اساتید، مشاوران و فعالان فرهنگی، شبکه‌ای از افراد مرجع و اثرگذار را شکل دادند. این افراد، چون در تماس مستقیم با خانواده‌ها هستند، اثرگذاریشان از هر نوع برنامه رسمی و از بالا به پایین بیشتر است. به همین خاطر تلاش کردیم در این شبکه، سه کار را پیش ببریم: نخست، آموزش محتوای درست و دقیق درباره جمعیت، فرزندآوری و سقط؛ دوم، تقویت مهارت گفت‌وگو و اقناع و سوم، ایجاد پیوند میان این شبکه و مجموعه‌های حمایتی تا اگر خانواده‌ای در تردید یا بحران قرار گرفت، بتواند سریعاً به مسیر درست هدایت شود.
وی تصریح می‌کند: این شبکه هم نقش پیشگیرانه دارد و هم نقش مداخله‌گر در لحظه‌های حساس. ما معتقدیم اگر این ظرفیت درست تقویت شود، می‌تواند بسیاری از مسائل را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل کند. این همان الگویی است که در مهندسی فرهنگی بر آن تأکید داریم؛ یعنی استفاده از نیروهای میانی و مرجع برای انتقال پیام و ایجاد تغییر پایدار در رفتار.

‏فرزندآوری؛ از انتخاب فردی تا مسئولیت تمدنی

روحی گل‌خطمی در پایان با ترسیم نقشه راه عبور از موانع ذهنی و لزوم تغییر زبان گفت‌وگو با نسل جوان، تأکید می‌کند: اگر بخواهیم این مسیر را ادامه دهیم، باید چند نکته را همزمان پیش ببریم. اول اینکه مسئله جمعیت، مسئله‌ای صرفاً کوتاه‌مدت یا مقطعی نیست؛ یک موضوع تمدنی و بلندمدت است و نیازمند صبر، استمرار و انسجام در سیاست‌گذاری. دوم، فعالیت‌های ما نباید فقط در سطح تبلیغ بماند؛ باید به پشتیبانی واقعی وصل باشد؛ از حمایت‌های معیشتی و درمانی گرفته تا تسهیل فرزندآوری و کاهش هزینه‌های فرزندپروری. سوم، ما باید سراغ نسل جوان برویم؛ نه با زبان دستور، بلکه با زبان گفت‌وگو، همدلی و پاسخ به دغدغه‌های واقعیشان. چهارم، باید شبکه‌های مردمی و گروه‌های مرجع را تقویت کنیم؛ چرا که آن‌ها خیلی مؤثرتر از پیام‌های رسمی صرف عمل می‌کنند و در نهایت باید این نگاه را جا بیندازیم که فرزندآوری یک انتخاب صرفاً فردی اقتصادی نیست، بلکه یک کنش اجتماعی و مسئولیت آینده‌ساز است. اگر این فهم در جامعه نهادینه شود، بسیاری از موانع ذهنی و فرهنگی هم به‌تدریج برطرف خواهد شد.

درباره نویسنده

✍️
مدیر محتوا 1

نویسنده محترم این یادداشت